X
تبلیغات
رایتل

میچکا
سیاه مشق های یک نوجوان
نظرسنجی


روز ناشکننده خدا
نویسنده: حمید ابراهیم پور

جشن نوروز کهنسال ترین سنت نیکوی این سرزمین و برجسته ترین نماد هویت فرهنگی و تاریخی ملت ماست، نوروز از عمق تاریخ و از پس و پیش رنجها،شادیها و شکستها و پیروزیها،همذات با بهار،همراه با آفتاب و همنفس با زندگی،روشن و استوار نسل به نسل،گشاده دست و زاینده پیش آمد و شکوفنده و سبز،راه به آینده می سپارد.
نوروز، روز وحدت ملی، روز دوستی و روز پالایش روح جمعی از ارواح خبیث کینه و نفرت است،روز غبارروبی جان است،روز دور انداختن کهنگی و در بر گرفتن تازگی است.روز روشنایی عشق است که در مجمر دلهای پیوند خورده، شعله ور می شود و خاموشی سرد و گزنده ی زمستانِ درون را به آتش می کشد و در پرتو حضور درخشان خویش،مهربانی را می نمایاند.
نوروز روز آشنایی است،آشنایی با خود،با دیگران،با طبیعت و با جهان هستی است.روز نو دیدن و نو گفتن و نو شنیدن است و گزافه نیست اگر بگویم نوروز کهن ترین و تنها سنتی است که در این عصرمدرنیته،بی ذره ای غبار کهنگی، نو تر از زمانه می درخشد و می شکوفد و می شکوفاند! سنتی با این قدمت دیرینه و با چنین ریشه های عمیق و گسترده و با این همه زیبایی بی بدیل در فرم و محتوا و تاثیرات شگرف و همه جانبه اش بر زندگی درون و برون انسان این سر زمین، نه تنها در این میان سنتهای ملی کشور ما که حتی در میان سنت های همه ی اقوام و ملل جهان بی همتاست.
نوزایی،پاکیزگی،مهربانی،سخاوت، نوپوشی درون و برون،رهایی از خمودگی و خواب سنگین زمستان، همداستانی با طبیعت در شکفتن و سبز شدن...همه و همه آن هم در سرزمینی که مردمانش در طول تاریخ همواره زندانی حصار تنگ و تاریک و بی زاد و رود استبداد بوده اند پنجره ای است به آسمان،به عزت و آزادگی،و نعمتی است پایان ناپذیرکه شادی و شور آفرینش را به عدلی استوار در میان همه ایرانیان یکسان قسمت می کند و آنچنان حضوری گسترده و عمیق در حیات انسان این سرزمین دارد که در طول تاریخ با همه تلاشی که سلاطینجور و حاکمان جهل و متاجوزان به جان و مال و خاک و حقوق مردم داشته اند هرگز نتوانسته اند ریشه های عمیق و پر رمز و راز این روز بزرگ را از دل و جان انسان این سر زمین بر کنند... چرا که نوروز روز خداست، روز آفرینش و زایش است، روز محبت و عشق است، روز شکفتن و بالیدن است و جباران را هرگز به چنین روز پاکزاد و پاکرودی دسترسی نیست،از این رو همواره مجبور بودند بر خلاف میل خود تسلیم حضور بی حدودش شوند که بی هیچ استثنایی ریشه در دل و جان تمام ایرانیان دارد و در حفظ آن نیز جز خود مردم، هیچ قدرتی دخیل نبوده است.تاریخ به یاد دارد جباران و متجاوزان و غارتگرانی را که از عمق دره های تاریک جهل به روشنای خوان پر نعمت این سر زمین تاختند و کشتند و سوزاندند و ویران کردند و چون بر تخت نشستند و تمام سرزمین زخم خورده را به رنگ جهالت خویش طلبیدند،دیدند که به روزی عظیم، تمام تکه های سوخته و ویران شده و پاره پاره ی این سرزمین به رمزی آسمانی،همراه و هم صدا با آفرینش به شور می آیند و می شکوفــــند و دست در دست بهار،نوزایی دوباره خیش را پی می گیرند و شادی می آفرینند، پس چه بسیار بر این روز بزرگ تاختند اما با هر تاختی،هیبت خویش را باختند و شکستند و فرو ریختند و ناگزیر تسلیم اراده نوروز شدند و رنگ باختند و به رنگ نوروز در آمدند تا از مرگ بگریزند ،که نوروز خود زندگی است.
در روزگاری که جهان به سوی یکرنگ شدن پیش می رود و دهکده ی کوچک جهانی می رود تا به مدد گسترش رسانه ها و ارتباطات جمعی،عینیت یابد، و در حالی که اغلب سنتها و فرهنگهای جهان جنوب در حال تلاشی است،نوروز،این همذات آفرینش و بهار و هرچه تازگی ، سر بلند و سرافراز،ریشه در اعماق،بیرق همیشه سبز خود را بر جهان می افرازد و عطر شکوفه های زندگی را،نو به نو در کوچه پس کوچه های آهن و بتن می پراکند و نوزایی شور آفرین عشق و خرد را به جهانیان هدیه می دهد و بالاتر از همه سنت ها،پیشگام شور و شادی و آفرینش و بهروزی و سخاوت و صلح و دوستی بر تارک جهان می درخشد.
نوروز که کهنگی را بر نمی تابد و تازه می کند و تازه می جوید و جهان را به تازگی می خواند، از نو به نو شدن جهان مدرن غمی به دل راه نمی دهد، چرا که غم را به نوروز راهی نیست و این پیر شور آفرین این دیار چنان جوان به منظر آدمی می آید که گویی هرچه تازگی است از کف دست پر برکت اوست که می روید،و از این رو با استقبال از جهان تازه می رود تا شادیهای عمیقی را که از همداستانی فطرت آدمی با طبیعت به جوش می آید و شوری را که از نوزایی درون و برون فوران می زند، چون قبای سبز بهاری بر تن جهان بپوشاند و این گونه حیات تازه ای را در گستره ی جهان بیآغازد.
اگر در فردای جهان پیش رو تنها فرهنگ های عمیق و نوزا و معنا بخش و ملتهای حامل آن ماندگار خواهند بود چه باک! که تنها همین نوروز چنان ماهیتی نو جوش و نو پوش دارد که جهان در هر کجای نوگرایی هم که باشد ، گامی عقب تر از نوروز خواهد بود و هیچ اندیشه ی پلیدی در جهان پیچیده ی امروز و فردا قادر به پاک کردن حتی ساده ترین رد پای آن نخواهد بود چرا که نوروز، روز ناشکننده ی خداست،روز سبز آفرینش است و بی چنین روزی ، زمین خواهد مرد!


منبع سایت رسمی حمید ابراهیم پور :


www.ghoghnos100.blogfa.com

نوشته شده توسط محمدتقی فروتن [ دوشنبه 16 اسفند 1389 ] [ 05:38 ب.ظ ]
آرشیو ماهانه
امکانات وبلاگ






Powered by WebGozar

آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان : 44959